مقادير زيادي از نمكهاي مصرفي امروزه از گنبدهاي نمكي تامين ميشود چنان كه حدود 30 درصد نمكهاي توليد شده امريكا در نواحي جنوبي از اين گنبدها استخراج ميشود.



 

محل تشكيل گنبدهاي نمكي

 دياپير يا چين هاي دياپيري در ژرفناي قدامي  فرورفتگي طويلي كه در حاشيه يك نوار كوهزايي قرار گرفته باشد رشته كوه هاي چين خورده اي است كه با صعود خود از نهشته هاي لايه اي  بر اثر فشار سنگهاي رويي بوجود مي آيد .

   وزن مخصوص هاليت 16/2 است ، وقتيكه سنگهاي رسوبي اطراف و روي نمكها تحت فشار قرارگيرد ، چگالي كلي آنها بطور قابل ملاحظه اي افزايش مييابد اما قابليت فشردگي نمك خيلي ناچيز است . اگر سنگ هاي رويي حداقل 300 تا 700 متر ضخامت داشته باشد فشار حاصل از بار سبب ميشود چگالي آنها به 2/2 يعني بيش از چگالي نمك برسد گنبدهاي نمكي حتي ميتوانند از اعماق 10 كيلومتري ) چگالي سنگ ها حدود 8/2(به بالا صعود كنند

. نمك پرمين سازندلو آن Louann در جنوب باختر امريكا از عمق 13 كيلومتري به سطح صعود كرده است. بنابراين تحت فشارهاي فوقاني كه هاليت پلاستيك عمل ميكند ، با فشارهاي تكتونيكي نسبتاً جزئي ، نمك در جهت كاهش فشارهاي ليتو سفري شروع به حركت ميكند . اگر اين حركت از ميان نزديك ترين مناطق رويي به مقدار مشخصي تنزل كند ، حركت دياپير هاليت متوقف ميشود. 

روي هر گنبد نمكي معمولاً پوشش هاي رسوبي از نوع انيدريد كه خود بوسيله ژيپس و سنگ آهك ناخالص پوشيده ميشود ، وجود دارد كه سنگ پوشش caprock ناميده ميشود

 سنگ پوشش غالب دياپيرها ژيپسي است كه حاوي سولفور ميباشد . كلرادو ، اوتاوا امريكا ، مكزيكو ، روماني ، ايران ، قطر گنبد 5 كيلومتر ، تونس ، روسيه و...

   مقدار نمك نهشته هاي دياپيري و لايه اي 15 تا 10/16 تن بر آورد ميشود.

 خيلي از نفت و گازها همراه نمك ديده ميشوند كه در ماسه سنگ هاي متخلخل در حوالي پهلوهاي آن و در سنگ آهك هاي حفره دار پوشش گنبد و در طبقات فوقاني كه در اثر فشار به حالت محدب در آمده اند ، ممكن است وجود داشته باشد . در سنگ آهك ناخالص پوشش گنبد مقدار زيادي گوگرد قابل استفاده وجود دارد .

   گنبدهاي نمكي شامل يك هسته تبخيري نمك و ژيپس است كه قسمت عمده آنرا نمك طعام ( كلرور سديم ) تشكيل ميدهد و همراه آن كاني هاي آذرين و دگرگوني به چشم ميخورد . سنگهاي رسوبي بصورت حاشيه اي همراه اين گنبدها وجود دارد . هسته نمكي در بعضي از گنبدها قسمت عمده گنبد را پديد آورده اند ، مانند گنبد نمكي جزيره هرمز و در بعضي ديگر به نظر ميرسد نمك بطور كامل بالا نيامده و لكه هايي از آن را ميتوان مشاهده نمود مانند گنبد نمكي گچين واقع در جنوب ايران.

 

   چگونگي حركت نمك در گنبدهاي نمكي

   ساز و كار پيدايش گنبدها را اكثراً دياپيري دانسته و علت صعود آنها را از اعماق چندين هزار متري به موقعيت كنوني ، حالت شناوري در اثر وزن سبك نمك نسبت به سنگهاي اطراف ميدانند . حركات تكتونيكي كه در راستاي ويژه اي قرار دارند نيز در حركات آغازين صعود گنبدهاي نمكي و ايجاد مجراهاي خروجي مجموعه سنگ ها مؤثر بوده اند .

   گاسو ، با توجه به حجم قابل ملاحظه سنگ هاي ماگمايي در گنبدهاي نمكي ، اين گنبدها را آتشفشان هايي دانسته كه سنگ هاي نمكي براي صعود از اعماق به سطح كنوني از تنوره هاي اين آتش فشان ها استفاده كرده اند .

   بنا به عقيده ابرين ( Qbrien 1957 ) هر گنبد نمكي در قاعده خودش يك دودكش آذرين به همراه دارد كه آنرا وسيله مكانيسم حركت گنبد به طرف بالا ميداند . اين زمين شناس معتقد است كه در اكثر نقاط جهان گنبدهاي نمكي با سنگ هاي ديابازيك همراه هستند ، نمونه هاي بارزي از اين سنگ ها در گنبدهاي نمكي راور كرمان و حوضه آذربايجان (نمدماليان- اميني 1366) گزارش شده است .

   زمين شناس ديگري به نام كنت (1970 ) عامل اصلي حركت گنبدها را تكتونيك هاي بعدي مي داند .

   بطور كلي پخش گنبدهاي نمكي تابع هيچ گونه نظم و قاعده اي نميباشد و اكثراً بصورت اجسام بيضوي و بندرت مدور و گاهي هلالي شكل و حتي بي شكل نيز به چشم ميخورد و با ابعاد مختلف از يك كيلو متر مربع تا حدود 100 كيلومتر مربع و به تعداد حدود 105 گنبد در منطقه شمال خاوري بندرعباس تا باختر كازرون و در سطحي به مساحت 100000 كيلومتر مربع پراكندگي دارد و اكثر قريب به اتفاق گنبدهاي نمكي در رابطه با تاقديس هاي كوچك و بزرگ منطقه زاگرس مي باشد . بنظر ميرسد كه علت تشكيل گنبدهاي نمكي زاگرس در نتيجه پائين رفتن حوضه هاي رسوبي مجاور گسل هايي با روند شمالي – جنوبي و بالا آمدن حوضه ما بين آنها  فلات فارس  ميباشد كه در اواخر فازهاي كوهزايي آلپ به مراحل تكاملي خود رسيده است ( نمد ماليان ، اميني 1366 .).

   زمين شناسان معتقدند كه نمك پس از تشكيل در اثر چگالي و خواص خميري شكل خود نهشته هاي رويي را متورم نموده و همچنان آنها را به بالا ميراند و چون در گنبدهاي نمكي نشانه هايي از سنگ هاي اعصار قديمي مثلاً آهك هاي تريلوبيت دار و سنگ هاي دگرگونه مانند گنيس و بالاخره ولكاننيك هاي قديمي از قبيل سري هرمز به چشم ميخورد لذا سن تشكيل نمك را قديم تر از پالئوزوئيك ميدانند در صورتي كه برخي بررسي ها نشان داده است كه تشكيل نمك ميتواند در رابطه با قدمت سنگ هاي حمل شده در محل نباشد .

   پلاير(1969 Player  ) در حين بررسي هاي خود در گنبد هاي نمكي به محموله هاي سري هرمز برخورد ميكند كه بصورت شناور در جسم گنبد نمكي متعلق ميباشند و به خصوص در حواشي گنبدهاي نمكي ، پلاير آثاري از برشهايي را ملاحظه ميكند كه در آن قطعاتي از سري هرمز ديده ميشود . پلاير قطعات موجود در مجموعه رخساره هاي برشي شده اطراف گنبدهاي نمكي را قطعات دوباره به جريان افتاده سري هرمز (Recycled Hormoz Debris ) مي داند و معتقد است كه قطعات نمك در اثر فشارهاي وارده از اطراف بصورت بيرون زدگي به طرف خارج ظاهر ميشود زمين شناسان ديگري از قبيل اشتوكلين ، سنگ هاي ولكانيكي همراه گنبد هاي نمكي مانند ريوليت هاي جزيره هرمز را قديمي ميدانند .

     به عقيده والتر(1903Walter ) پاره اي از گنبدهاي نمكي فعال بوده و تعدادي از آنها بي حركت و مرده هستند و آثار آنها بصورت بقايايي در مجاورت تاقديس ها باقي مانده و به نام خرابه هاي نمكي از آنها ياد ميكند. ولي تقريباً هيچ يك از زمين شناسان تاريخچه تحول و تكامل گنبدهاي نمكي را در دوره هاي فعاليت خود به تفضيل ذكر نكرده اند . آنچه محقق است ، نمك در نتيجه فشار نهشته هاي ضخيم رويي خود كه به بيش از ده هزار متر بالغ مي گردد تنها در يك مرحله خميري شكل عمل نمي نمايد بلكه لزوماً در شرايط تروموديناميكي خاصي كه حاصل عمل كرد تدريجي حوضه هاي رسوبي فرو رفته ميباشد بصورت چند مرحله اي تظاهر ميكند . بدين معني كه تشكيل بلورهاي اوليه نمك و يا به عبارت ديگر بوجود آمدن حوضه هاي تبخيري در مراحل دياژنز در اثر تحت فشار قرار گرفتن طبقات رويي بوده كه ابتدا بصورت خميري شكل عمل كرده و در نتيجه افزايش تدريجي حرارت ، قسمتي از نمك ذوب و بصورت محلولهاي گرم از محل هاي داغ نمك ابتدا در شكستگي ها و شكاف هاي مجاور قرار گرفته و سپس بالا رفتن درجه حرارت موجب قرار گرفتن نمك در شرايط بحراني به حالت گازي شكل گرديده است . نتيجتاً در حرارت بيش از 250 درجه سانتيگراد بصورت مواد فرار در آمده و با استفاده از شكستگي ها حركت خود را به طرف بالا آغاز نموده است . در طي اين حركت گاز كلر در جريان صعودي از خلال شكاف ها عبور مي نمايد و از طرفي همزمان با آن مواد رسوبي و غير رسوبي شكسته و خرد شده و در اثر فشارهاي تكتونيكي در امتداد شكستگي ها و گسله ها به طرف بالا رانده ميشوند و محلولهاي داغ نمك و حركت گاز كلر از لابلاي آنها و جوش دادن اين قطعات خرد شده به همديگر به هنگام سرد شدن سرانجام همان محموله هاي نمكي را تشكيل داده و بالاخره حرارت تكتونيكي گسلهاي عميق موجب بالا آمدن نمك و تمامي مواد حمل شده از محل اصلي گرديده است . بنابراين عملكرد نمك ، باعث فشارهاي حوضه هاي رسوبي و سرانجام باعث ايجاد شكستگيهاي تكتونيكي است و نهايتاً نمك ، تنها قطعات جدا شده و رانده شده به بالا را بهم پيوند مي دهد و هنگام ظاهر شدن در سطح زمين يعني در فشار يك آتمسفر موجب ميشود كه نمك بصورت خميري شكل متورم شده و به حالت قارچي يا به شكل گل كلم درآيد و بطور كلي در نتيجه حركت بطرف بالا ، قطعات جدا شده از مواد رسوبي و ولكانيكي بطور قائم صعود مينمايد . به عبارت واضح تر نمك در نزديكي سطح زمين كم كم به فاز اول خود ) يعني از حالت گازي رفته رفته بصورت جامد( برميگردد و هنگام شكوفايي ، شكل پذيري خود را عمل مي نمايد.

با استفاده از گزارش نمدماليان ، اميني 1366

   به هر حال ساز و كار و پيدايش گنبدهاي نمكي در جنوب ايران مي تواند به يكي از صورت هاي زير يا تركيبي بين آنها باشد :

   سازند هرمز در كامبرين پائيني استقرار يافته و در زمانهاي بعد كه آغاز آن از اواخر پرمين ذكر شده ، بصورت دياپيري ، قطعات رويي را شكافته و بالا آمده است .

   سازند هرمز در كامبرين پاييني شكل گرفته و سپس در اواخر پرمين در اثر نفوذ ماگماهاي گرم ، فعال شده و همراه آنها به بالا راه پيدا كرده است .

   سازند هرمز از همان آغاز بصورت گنبدي در آمده و به موازات استقرار نهشته ها در اطراف آن به سمت بالا رشد كرده باشد و اگر زماني كوتاه به زير آب رفته و رسوبي رويش را گرفته باشد ، پس از مدتي باز از ميان آنها سر برآورده است .

   پاره اي دفن شده و سپس برخي از آنها از اواخر پرمين شروع به بالا آمدن نموده و پاره اي اصلاً به زير رسوبي نرفته باشد.

 

   پديده دگرگوني در گنبدهاي نمكي

   دگرگوني ، پديده جالبي است كه در گنبدهاي نمكي كمتر به آن توجه شده است ، حال آن كه اين پديده باعث بسياري از تغيير و تحولات در اين گنبدها است ، مثلاً سنگ هاي سازند هرمز بدون استثنا دگرگونه و اكثراً به خوبي متبلور شده و گاه حالت پگماتيتي به خود ميگيرند پيدايش كاني هايي نظير آلبيت در ميان سنگ هاي كربناتي ، اژيرين ، هدنبرژيت ، ريه بكيت ، اپيدوت ، كلريت و ... در گنبد هاي نمكي همه فرع دگرگوني است چنان كه اليژيست هاي كاملاً بلورين سازند هرمز از پديده دگرگوني تاثير گرفته وگرنه چگونه ممكن است آهن بصورت بلور اليژيست رسوب كند ؟

   نمك در اثر دگرگوني تماماً بلورين است و اين پديده در بعضي نقاط) جزاير قشم و لارك ( باعث رواني ، تخليص و تبلور نمك گرديده و صخره هاي بزرگي از بلور نمك را پديد آورده كه ارزش اقتصادي قابل توجهي دارند .

   وجود بلورهايي مثل اژيرين ، آلبيت و ريه بكيت قرابتي به دگرگوني گلوكوفانيتي نشان ميدهد ، اين كاني هاي سديم دار به همراه كوارتز ، اپيدوت ، اكتينوليت و حتي اليژيست در يك ايزوگراد و يا به عبارتي ديگر در يك زمينه هم واكنشي شكل مي گيرد .